der Fahrschüler

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ˌʃyːlɐ/
Worttrennung: Fahr·schü·ler
اسم

هنرجوی رانندگی، کارآموز رانندگی

Bedeutungen

1

شخصی که در حال یادگیری رانندگی است و در آموزشگاه رانندگی ثبت‌نام کرده است.

  • Als Fahrschüler muss ich viele Stunden im Auto verbringen.به عنوان هنرجوی رانندگی، باید ساعت‌های زیادی را در ماشین بگذرانم.
  • Der Fahrschüler war nervös vor seiner ersten Fahrprüfung.هنرجوی رانندگی قبل از اولین آزمون رانندگی خود عصبی بود.
  • Jeder Fahrschüler muss die theoretische Prüfung bestehen.هر هنرجوی رانندگی باید در آزمون تئوری قبول شود.