der Fahrschüler
هنرجوی رانندگی، کارآموز رانندگی
Bedeutungen
1
شخصی که در حال یادگیری رانندگی است و در آموزشگاه رانندگی ثبتنام کرده است.
- Als Fahrschüler muss ich viele Stunden im Auto verbringen.به عنوان هنرجوی رانندگی، باید ساعتهای زیادی را در ماشین بگذرانم.
- Der Fahrschüler war nervös vor seiner ersten Fahrprüfung.هنرجوی رانندگی قبل از اولین آزمون رانندگی خود عصبی بود.
- Jeder Fahrschüler muss die theoretische Prüfung bestehen.هر هنرجوی رانندگی باید در آزمون تئوری قبول شود.