der Fahrschein
بلیط (وسایل نقلیه عمومی)
Beispiele
- Man benötigt einen ''Fahrschein,'' wenn man den Bus nehmen will.اگر بخواهید سوار اتوبوس شوید، به یک «بلیط» نیاز دارید.
- Der ''Fahrschein'' für Erwachsene kostet 20 Pfennig, der Schülerfahrschein 10 Pfennig.بلیط» برای بزرگسالان ۲۰ پنی و بلیط دانشآموزی ۱۰ پنی هزینه دارد.