der Fahrstuhlführer

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ʃtuːlˌfyːrɐ/
Worttrennung: Fahr·stuhl·füh·rer
اسم

متصدی آسانسور

Bedeutungen

1

شخصی که وظیفه هدایت و کنترل آسانسور را بر عهده دارد، به ویژه در گذشته یا در آسانسورهای خاص.

  • Der alte Herr war früher ein bekannter Fahrstuhlführer im Grand Hotel.آقای پیر قبلاً متصدی شناخته شده‌ای در هتل بزرگ بود.
  • In diesem historischen Gebäude arbeitet noch ein Fahrstuhlführer, um den Gästen zu helfen.در این ساختمان تاریخی هنوز یک متصدی آسانسور کار می‌کند تا به مهمانان کمک کند.
  • Der Fahrstuhlführer drückte den Knopf für den fünften Stock.متصدی آسانسور دکمه طبقه پنجم را فشار داد.