اسم
سفر، حرکت، رانندگی (با وسیله نقلیه)
جملات نمونه برای Fahrt:
Die ''Fahrt'' nach Paris war anstrengend.
سفر به پاریس طاقتفرسا بود.
Auf der ''Fahrt'' nach Kopenhagen mussten wir einige Brücken überqueren.
در طول مسیر (سفر) به کپنهاگ مجبور بودیم از چند پل عبور کنیم.
„Nach zwölf Stunden ''Fahrt'' rollt der Zug in Teheran ein.“
«پس از دوازده ساعت سفر، قطار وارد تهران میشود.»