der Falkenjäger

Aussprache: /ˈfalkn̩ˌjɛːɡɐ/
Worttrennung: Fal·ken·jä·ger
اسم

شاهین‌شکار، شکارچی با پرندگان شکاری

Bedeutungen

1

شخصی که با استفاده از شاهین یا پرندگان شکاری دیگر به شکار می‌پردازد؛ شاهین‌باز.

  • Der Falkenjäger trainierte seinen jungen Falken für die Jagdsaison.شاهین‌شکار، شاهین جوان خود را برای فصل شکار آموزش می‌داد.
  • In einigen Kulturen ist der Beruf des Falkenjägers immer noch angesehen.در برخی فرهنگ‌ها، شغل شاهین‌شکاری هنوز هم مورد احترام است.
  • Der alte Falkenjäger kannte die besten Jagdgründe.شاهین‌شکار پیر بهترین مناطق شکار را می‌شناخت.