اسم
نمونه موردی، مثال موردی
جملات نمونه برای Fallbeispiel:
In diesem ''Fallbeispiel'' geht es um einen vierzigjährigen Patienten mit Herzinsuffizienz.
در این نمونه موردی، موضوع یک بیمار چهل ساله با نارسایی قلبی است.
„Und es ist der Versuch, an einem ''Fallbeispiel'' zu beschreiben, wie Nationalismus entsteht.“
«و این تلاشی است برای توصیف چگونگی شکلگیری ناسیونالیسم با استفاده از یک نمونه موردی.»