das Fallobst
میوههای افتاده از درخت (معمولاً آسیبدیده یا ریخته بر زمین)
Beispiele
- Das ''Fallobst'' liegt verstreut auf der Weide und ist schon von den Ameisen befallen.میوههای افتاده در مرتع پراکنده شدهاند و مورچهها به آنها حمله کردهاند.
- Es soll ja nur für Minuten sein; am Nachmittag hat es ein Gewitter mit kräftigen Böen gegeben, und ich möchte meinen Korb mit ''Fallobst'' füllen.قرار است فقط برای چند دقیقه باشد؛ بعدازظهر طوفانی با تندبادهای شدید آمده است و من میخواهم سبد خود را با میوههای افتاده پر کنم.