اسم
پروانه، شبپره؛ بروشور، اعلامیه (تاشده)
جملات نمونه برای Falter:
Dieser ''Falter'' ist vor allem im Offenland verbreitet.
این پروانه عمدتاً در مناطق باز پراکنده است.
„Der ''Falter'' hob sich, glitt unter die Seide und begann, sich die Flügel an der heißen elektrischen Birne zu zerschlagen.“
«پروانه بلند شد، زیر ابریشم سر خورد و شروع کرد به کوبیدن بالهایش به لامپ داغ برقی.»