die Familienangehörige

Aussprache: /faˈmiːli̯ənˌʔanɡəˌhøːʁɪɡə/
Worttrennung: Fa·mi·lien·an·ge·hö·ri·ge
اسم

عضو خانواده، خویشاوند

Bedeutungen

1

به هر یک از افراد خانواده یا خویشاوندان یک شخص، اعم از نزدیک یا دور، گفته می‌شود.

  • Alle Familienangehörigen waren zur Feier eingeladen.همه اعضای خانواده برای جشن دعوت شده بودند.
  • Er kümmert sich liebevoll um seine kranken Familienangehörigen.او با محبت از اعضای بیمار خانواده‌اش مراقبت می‌کند.
  • Die Versicherung deckt auch Schäden an Eigentum von Familienangehörigen ab.این بیمه خسارات وارده به اموال اعضای خانواده را نیز پوشش می‌دهد.