der Familienangehöriger
عضو خانواده، خویشاوند
Bedeutungen
1
هر فردی که عضوی از یک خانواده محسوب میشود، شامل بستگان نزدیک و گاهی دور.
- Alle Familienangehörigen waren zur Feier eingeladen.تمام اعضای خانواده برای جشن دعوت شده بودند.
- Er pflegte seine kranken Familienangehörigen.او از اعضای بیمار خانوادهاش مراقبت میکرد.
- Die Versicherung deckt auch die Behandlung von Familienangehörigen ab.بیمه شامل درمان اعضای خانواده نیز میشود.