das Familienfoto

Aussprache: /faˈmiːli̯ənˌfoːto/
Worttrennung: Fa·mi·li·en·fo·to
اسم

عکس خانوادگی

Bedeutungen

1

عکسی که اعضای یک خانواده را در کنار هم نشان می‌دهد.

  • Wir haben ein neues Familienfoto für den Kaminsims gemacht.ما یک عکس خانوادگی جدید برای طاقچه شومینه گرفتیم.
  • Das alte Familienfoto erinnert uns an unsere Kindheit.عکس خانوادگی قدیمی ما را به یاد دوران کودکی‌مان می‌اندازد.
  • Sie schickte ihrer Großmutter ein Familienfoto per E-Mail.او یک عکس خانوادگی را از طریق ایمیل برای مادربزرگش فرستاد.