der Familienverband

Aussprache: /faˈmiːli̯ənfɛrˌbant/
Worttrennung: Fa·mi·li·en·ver·band
اسم

واحد خانوادگی، گروه خانوادگی

Bedeutungen

1

مجموعه افراد یک خانواده که با هم زندگی می‌کنند و روابط نزدیکی دارند؛ واحد اجتماعی متشکل از اعضای خانواده.

  • Der Familienverband traf sich regelmäßig zu Feiern.گروه خانوادگی به طور منظم برای جشن‌ها دور هم جمع می‌شد.
  • In vielen Kulturen spielt der Familienverband eine zentrale Rolle.در بسیاری از فرهنگ‌ها، واحد خانوادگی نقش مرکزی دارد.
  • Sie fühlte sich als Teil eines starken Familienverbandes.او خود را بخشی از یک گروه خانوادگی قوی احساس می‌کرد.