der Fanatiker

Aussprache: /faˈnaːtɪkɐ/
Wortzerlegung: Fa·na·ti·ker
اسم

تعصب‌ورز، فرد متعصب، افراطی

Beispiele

  • Er redet wie besessen: das ist ein echter ''Fanatiker!او مثل افراد مجنون حرف می‌زند: این یک متعصب واقعی است!
  • Es gibt ''Fanatiker'' mit dem Koran in der Hand und solche, die auf die Bibel verweisen.متعصبانی با قرآن در دست و کسانی که به انجیل استناد می‌کنند، وجود دارند.
  • Wer Europas Werte leben und verteidigen will, darf dem Unwohlsein nicht nachgeben, das der medial verbreitete Terror einzelner ''Fanatiker'' hervorruft.کسی که می‌خواهد ارزش‌های اروپا را زندگی کند و از آن دفاع کند، نباید تسلیم ناخوشایندی‌ای شود که ترورِ رسانه‌ای‌شده‌ی متعصبان منفرد ایجاد می‌کند.