اسم
اردوگاه هواداران، گروه هواداران
جملات نمونه برای Fanlager:
„Die Partie hatte bereits mit zwölfminütiger Verspätung begonnen, da die ''Fanlager'' beider Vereine ihren pyromanischen Neigungen nachgehen mussten.“
مسابقه از قبل با دوازده دقیقه تأخیر آغاز شده بود، زیرا هواداران هر دو باشگاه مجبور بودند به تمایلات آتشافروزانه خود بپردازند.