das Farbfoto
عکس رنگی
Bedeutungen
1
عکسی که رنگهای واقعی صحنه را نمایش میدهد، برخلاف عکس سیاه و سفید.
- Ich habe ein schönes Farbfoto von unserem Urlaub mitgebracht.من یک عکس رنگی زیبا از تعطیلاتمان آوردم.
- Die Zeitung druckte nur Schwarz-Weiß-Bilder, aber dieses Farbfoto ist beeindruckend.روزنامه فقط عکسهای سیاه و سفید چاپ میکرد، اما این عکس رنگی تاثیرگذار است.
- Kannst du dieses Farbfoto digitalisieren?میتوانی این عکس رنگی را دیجیتالی کنی؟