der Farbtopf
ظرف رنگ، قوطی رنگ
Bedeutungen
1
ظرف یا قوطی که رنگ در آن نگهداری یا حمل میشود، به ویژه برای نقاشی.
- Der Maler stellte seinen Farbtopf auf die Leiter.نقاش ظرف رنگ خود را روی نردبان گذاشت.
- Ich brauche noch einen kleinen Farbtopf mit weißer Wandfarbe.من هنوز به یک قوطی رنگ کوچک رنگ دیوار سفید نیاز دارم.
- Vorsicht, der Farbtopf ist fast umgefallen!مراقب باش، قوطی رنگ تقریباً افتاد!