اسم
فارثینگ (سکه قدیمی بریتانیایی)
جملات نمونه برای Farthing:
Sie hatte nur noch einen ''Farthing'' in ihrem Retikül.
او فقط یک «فارثینگ» در کیف دستی خود داشت.
Er gab sein letztes ''Farthing'' für Süßigkeiten aus.
او آخرین «فارثینگ» خود را برای شیرینی خرج کرد.