der Favorit
فвориت، نامزد پیشتاز، محبوب
Beispiele
- Zurzeit ist er ihr ''Favorit.در حال حاضر او محبوب اوست.
- Diese Orchidee wäre in dieser Ausstellung mein ''Favorit.این ارکیده در این نمایشگاه محبوب من خواهد بود.
- Brasilien ist im Fußball oft ''Favorit,'' wenn es gegen die deutsche Mannschaft geht.برزیل در فوتبال اغلب وقتی با تیم آلمان بازی میکند، بخت اول پیروزی است.
- Welches Pferd gilt in dem Rennen als ''Favorit?کدام اسب در این مسابقه به عنوان بخت اول در نظر گرفته میشود؟