die Fazilität

Aussprache: /fat͡siliˈtɛːt/
Worttrennung: Fa·zi·li·tät
اسم

تسهیلات (مالی)، امکانات

Bedeutungen

1

یک امکان یا ویژگی که انجام کاری را آسان‌تر می‌کند.

  • Die neue Software bietet viele nützliche Fazilitäten für Benutzer.نرم‌افزار جدید، امکانات مفید بسیاری را برای کاربران فراهم می‌کند.
  • Das Hotel verfügt über exzellente Fazilitäten wie einen Pool und ein Fitnessstudio.هتل دارای امکانات عالی مانند استخر و باشگاه بدنسازی است.
  • Die Fazilitäten der Universität sind für alle Studenten zugänglich.امکانات دانشگاه برای همه دانشجویان قابل دسترسی است.
2

در امور مالی، یک وام یا خط اعتباری که توسط یک یا چند موسسه مالی به یک وام‌گیرنده ارائه می‌شود.

  • Die Bank gewährte dem Unternehmen eine Kreditfazilität in Höhe von zehn Millionen Euro.بانک یک تسهیلات اعتباری به ارزش ده میلیون یورو به شرکت اعطا کرد.
  • Die Fazilität ermöglicht es dem Unternehmen, kurzfristige Liquiditätsengpässe zu überbrücken.این تسهیلات به شرکت امکان می‌دهد تا کمبودهای نقدینگی کوتاه‌مدت را جبران کند.
  • Die Konditionen für diese Fazilität sind sehr günstig.شرایط این تسهیلات بسیار مطلوب است.