das Federlesen
تشریفات، سر و صدا، دنگ و فنگ (معمولاً در عبارت منفی 'بدون تشریفات زیاد')
Beispiele
- Der wütende Mob wollte ihn ohne großes ''Federlesen'' aufhängen, was der Sheriff gerade noch verhindern konnte.اوباش خشمگین میخواستند او را بدون هیچ تشریفات زیادی حلقآویز کنند، که کلانتر به سختی توانست از آن جلوگیری کند.