اسم
نقص، عیب، خطا؛ (در بازی ورق) خال غیر حکم
جملات نمونه برای Fehl:
„Das war alles bestens vorbereitet und wurde unter dem deutlichen Dirigat von Katharina Weißenborn ''ohne Fehl und Tadel'' musiziert.“
«همه چیز به بهترین نحو آماده شده بود و تحت رهبری واضح کاتارینا وایسنبورن، بدون هیچ نقص و ایرادی اجرا شد.»