der Fehlkauf
خرید اشتباه، خرید ناموفق، خرید بیفایده
Bedeutungen
1
خرید چیزی که بعداً مشخص میشود مورد نیاز نبوده، کیفیت مطلوبی نداشته یا پول هدر رفته است.
- Das Kleid war ein Fehlkauf, ich trage es nie.آن لباس یک خرید اشتباه بود، من هرگز آن را نمیپوشم.
- Wegen des Fehlkaufs musste ich mehr Geld ausgeben.به خاطر این خرید ناموفق مجبور شدم پول بیشتری خرج کنم.
- Ich habe diesen billigen Toaster gekauft, aber es war ein Fehlkauf.من این توستر ارزان را خریدم، اما خرید بیفایدهای بود.