der Fehlkauf

Aussprache: /ˈfeːlkaʊ̯f/
Worttrennung: Fehl·kauf
اسم

خرید اشتباه، خرید ناموفق، خرید بی‌فایده

Bedeutungen

1

خرید چیزی که بعداً مشخص می‌شود مورد نیاز نبوده، کیفیت مطلوبی نداشته یا پول هدر رفته است.

  • Das Kleid war ein Fehlkauf, ich trage es nie.آن لباس یک خرید اشتباه بود، من هرگز آن را نمی‌پوشم.
  • Wegen des Fehlkaufs musste ich mehr Geld ausgeben.به خاطر این خرید ناموفق مجبور شدم پول بیشتری خرج کنم.
  • Ich habe diesen billigen Toaster gekauft, aber es war ein Fehlkauf.من این توستر ارزان را خریدم، اما خرید بی‌فایده‌ای بود.