die Fehlprägung

Aussprache: /ˈfeːlˌprɛːɡʊŋ/
Worttrennung: Fehl·prä·gung
اسم

سکه معیوب؛ شکل‌گیری نادرست

Bedeutungen

1

سکه یا مدالی که در فرآیند ضرب یا تولید آن نقص یا اشتباهی رخ داده است و باعث می‌شود طرح آن به درستی منتقل نشود یا شکل ظاهری آن معیوب باشد.

  • Diese Münze ist eine Fehlprägung und daher für Sammler sehr wertvoll.این سکه یک ضرب معیوب است و بنابراین برای مجموعه‌داران بسیار ارزشمند است.
  • Der Numismatiker untersuchte die Fehlprägung sorgfältig auf dem Tisch.کارشناس سکه‌شناسی سکه معیوب را با دقت روی میز بررسی کرد.
  • Manchmal können solche Fehlprägungen durch einen Fehler in der Maschine entstehen.گاهی اوقات چنین ضرب‌های معیوبی می‌توانند در اثر خطای دستگاه ایجاد شوند.
2

به طور کلی، هرگونه شکل‌گیری، ایجاد یا توسعه نادرست یا ناقص یک پدیده، مفهوم یا ساختار.

  • Die frühe Erziehung kann eine Fehlprägung in der Persönlichkeitsentwicklung verursachen.تربیت زودهنگام می‌تواند باعث شکل‌گیری نادرست در رشد شخصیت شود.
  • Diese politische Entscheidung war eine Fehlprägung des ursprünglichen Plans.این تصمیم سیاسی، شکل‌گیری نادرستی از طرح اصلی بود.
  • Die Fehlprägung des sozialen Gefüges führte zu Unruhen.شکل‌گیری نادرست ساختار اجتماعی منجر به ناآرامی شد.