اسم
شروع نادرست، استارت خطا، شروع ناموفق
جملات نمونه برای Fehlstart:
Nach dem dritten ''Fehlstart'' wurde die Läuferin disqualifiziert.
پس از سومین استارت خطا، دونده دیسکالیفه (حذف) شد.
„Zu häufig wurden ''Fehlstarts'' provoziert, um die Gegner zu verunsichern, zu oft verzögerte sich der Ablauf.“
«بیش از حد به استارتهای خطا دامن زده شد تا حریفان دچار تزلزل شوند، و بسیار پیش آمد که روند کار به تأخیر بیفتد.»