der Fehltritt
اشتباه، لغزش، خطای اخلاقی
Beispiele
- Diesen ''Fehltritt'' kannst du nicht mal eben so ausgleichen.این اشتباه را نمیتوانی به همین سادگی جبران کنی.
- Private ''Fehltritte'' von Politikern in der Midlife-Krise als Staatsaffäre zu bezeichnen, das wäre zu viel der Ehre für die Herren.نامیدن اشتباهات خصوصی سیاستمداران در بحران میانسالی به عنوان یک رسوایی دولتی، برای این آقایان بیش از حد افتخارآمیز خواهد بود.