der Feigenverkäufer
فروشنده انجیر
Bedeutungen
1
شخصی که شغلش فروش انجیر، چه به صورت تازه و چه خشک شده است.
- Der Feigenverkäufer bot seine Ware auf dem Markt an.فروشنده انجیر کالای خود را در بازار عرضه میکرد.
- Wir kauften süße Feigen von einem freundlichen Feigenverkäufer.ما انجیرهای شیرین را از یک فروشنده انجیر مهربان خریدیم.
- Der Feigenverkäufer hatte jeden Morgen frische Früchte.فروشنده انجیر هر روز صبح میوههای تازه داشت.