das Feindesland
خاک دشمن، سرزمین دشمن
Bedeutungen
1
سرزمین یا منطقهای که متعلق به دشمن است و تحت کنترل او قرار دارد.
- Die Soldaten mussten tief in das Feindesland vordringen.سربازان مجبور بودند تا عمق خاک دشمن پیشروی کنند.
- Die Karte zeigte die genaue Position im Feindesland.نقشه موقعیت دقیق در سرزمین دشمن را نشان میداد.
- Die Spione operierten unauffällig im Feindesland.جاسوسان به طور نامحسوس در خاک دشمن فعالیت میکردند.