اسم
مزرعه، کشتزار، زمین (کشاورزی)
جملات نمونه برای Feld:
Er setzt seine ''Felder'' und Wiesen instand. (Volkslied)
او مزارع و چمنزارهای خود را آباد میکند. (آواز محلی)
„Auf terrassenförmig angelegten ''Feldern'' werden Kartoffeln und Gemüse angebaut sowie Heu geerntet.“
«روی مزارع تراسبندی شده، سیبزمینی و سبزیجات کاشته میشود و یونجه برداشت میشود.»