die Fensterhöhle

Aussprache: /ˈfɛnstɐˌhøːlə/
Worttrennung: Fenster·höh·le
اسم

حفره پنجره، طاقچه پنجره

Bedeutungen

1

فضای فرورفته یا طاقچه‌ای که در دیوار در اطراف پنجره ایجاد شده است و می‌تواند برای قرار دادن اشیاء یا نشستن استفاده شود.

  • Die Katze lag gerne in der Fensterhöhle und beobachtete die Vögel.گربه دوست داشت در طاقچه پنجره دراز بکشد و پرندگان را تماشا کند.
  • Wir haben die Fensterhöhle mit Kissen gemütlich gemacht.ما طاقچه پنجره را با کوسن‌ها دنج کردیم.
  • In der alten Villa gab es viele kunstvoll gestaltete Fensterhöhlen.در آن ویلای قدیمی، حفره‌های پنجره زیادی با طراحی هنرمندانه وجود داشت.