das Ferienhäuschen
کلبه تفریحی کوچک، ویلای کوچک
Bedeutungen
1
یک خانه کوچک که معمولاً برای تعطیلات و تفریح اجاره داده میشود یا مورد استفاده قرار میگیرد.
- Wir haben ein kleines Ferienhäuschen am See gemietet.ما یک کلبه تفریحی کوچک در کنار دریاچه اجاره کردیم.
- Das Ferienhäuschen ist einfach, aber gemütlich eingerichtet.کلبه تفریحی کوچک ساده اما دنج است.
- Viele Familien verbringen ihre Sommerferien in einem solchen Ferienhäuschen.بسیاری از خانوادهها تعطیلات تابستانی خود را در چنین ویلای کوچکی میگذرانند.