das Ferienhäuschen

Aussprache: /ˈfeːʁiənˌhɔɪ̯sçən/
Worttrennung: Fe·ri·en·häus·chen
اسم

کلبه تفریحی کوچک، ویلای کوچک

Bedeutungen

1

یک خانه کوچک که معمولاً برای تعطیلات و تفریح اجاره داده می‌شود یا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

  • Wir haben ein kleines Ferienhäuschen am See gemietet.ما یک کلبه تفریحی کوچک در کنار دریاچه اجاره کردیم.
  • Das Ferienhäuschen ist einfach, aber gemütlich eingerichtet.کلبه تفریحی کوچک ساده اما دنج است.
  • Viele Familien verbringen ihre Sommerferien in einem solchen Ferienhäuschen.بسیاری از خانواده‌ها تعطیلات تابستانی خود را در چنین ویلای کوچکی می‌گذرانند.