der Ferienjob

Aussprache: /ˈfeːʁiənˌdʒɔp/
Wortzerlegung: Fe·ri·en·job
اسم

کار پاره‌وقت در تعطیلات (برای دانش‌آموزان و دانشجویان)

Beispiele

  • Um Geld für seinen Urlaub zu verdienen, nahm er einen ''Ferienjob'' an.او برای کسب درآمد برای تعطیلاتش، یک کار پاره‌وقت در تعطیلات گرفت.
  • Renate hatte einen ''Ferienjob'' in der Kaufhalle in Koblenz.رناته یک کار پاره‌وقت در تعطیلات در فروشگاه کوبلنتس داشت.