der Ferienjob

Aussprache: /ˈfeːʁiənˌdʒɔp/
Worttrennung: Fe·ri·en·job
اسم

شغل تعطیلات، کار پاره‌وقت در تعطیلات

Bedeutungen

1

یک شغل موقت که معمولاً دانش‌آموزان یا دانشجویان در طول تعطیلات خود (مانند تعطیلات تابستان) انجام می‌دهند تا پول کسب کنند یا تجربه کاری به دست آورند.

  • Viele Studenten suchen sich in den Semesterferien einen Ferienjob, um Geld zu verdienen.بسیاری از دانشجویان در طول تعطیلات ترم، یک شغل تعطیلات پیدا می‌کنند تا پول دربیاورند.
  • Mein Sohn hat im letzten Sommer einen Ferienjob in einer Bäckerei angenommen.پسر من تابستان گذشته یک شغل تعطیلات در یک نانوایی پذیرفت.
  • Ein Ferienjob ist eine gute Möglichkeit, erste Berufserfahrungen zu sammeln.یک شغل تعطیلات، فرصت خوبی برای کسب اولین تجربیات شغلی است.