die Ferkelei

Aussprache: /ˌfɛʁkəˈlaɪ̯/
Wortzerlegung: Fer·ke·lei
اسم

کثافت‌کاری، بی‌شرمی، حرف زشت (عامیانه)

Beispiele

  • Ferkeleien'' am Strand“: Sex am hellen Tag in der Öffentlichkeit empört die Bürger einer Ostseegemeinde.کثافت‌کاری‌ها در ساحل»: رابطه جنسی در روز روشن در ملاء عام، شهروندان یک شهر ساحلی دریای بالتیک را خشمگین می‌کند.
  • Horst-Kevin erzählt auf dem Pausenhof immer ''Ferkeleien'' und wird deswegen von den Mädchen seiner Klasse nicht sehr gemocht.هورست-کوین همیشه در حیاط مدرسه حرف‌های زشت می‌زند و به همین دلیل دختران کلاسش او را زیاد دوست ندارند.
  • Da kam Mama rein und fing an zu motzen, daß wir solche liederlichen ''Ferkeleien'' zu unterlassen hätten.مامان آمد تو و شروع کرد به غر زدن که ما باید از این کثافت‌کاری‌های بی‌شرمانه دست برداریم.