das Fernsprechhäuschen
کیوسک تلفن عمومی
Bedeutungen
1
یک سازه کوچک و سرپوشیده که معمولاً در فضاهای عمومی قرار دارد و یک تلفن عمومی در آن تعبیه شده است.
- Ich habe im Fernsprechhäuschen angerufen, weil mein Handy leer war.چون باتری موبایلم خالی بود، از کیوسک تلفن عمومی تماس گرفتم.
- Das alte Fernsprechhäuschen steht heute unter Denkmalschutz.کیوسک تلفن عمومی قدیمی امروز تحت حفاظت میراث فرهنگی قرار دارد.
- Er suchte verzweifelt nach einem freien Fernsprechhäuschen.او به شدت دنبال یک کیوسک تلفن عمومی خالی میگشت.