اسم
بستن (دست و پا)، در بند کشیدن
جملات نمونه برای Fesselung:
„Einem Mithäftling sind nach dem durch die bestialische ''Fesselung'' verursachten Blutstau beide Hände abgefault.“
«به دلیل لخته خونی که در اثر بستن وحشیانه ایجاد شده بود، هر دو دست یکی از همبندیها فاسد شد.»