die Festivität

Aussprache: /fɛstiviˈtɛːt/
Worttrennung: Fes·ti·vi·tät
اسم

جشن، مراسم باشکوه

Bedeutungen

1

یک رویداد یا جشن بزرگ و باشکوه، که اغلب با سرور، موسیقی و فعالیت‌های خاص همراه است.

  • Die Stadt bereitete sich auf die jährliche Festivität im Sommer vor.شهر خود را برای جشن سالانه در تابستان آماده می‌کرد.
  • Die Festivität umfasste Konzerte, Feuerwerke und traditionelle Tänze.این مراسم باشکوه شامل کنسرت‌ها، آتش‌بازی و رقص‌های سنتی بود.
  • Es war eine wundervolle Festivität, die allen Gästen in Erinnerung bleiben wird.این یک جشن فوق‌العاده بود که در خاطر همه مهمانان خواهد ماند.