das Festland
سرزمین اصلی، خشکی (در مقابل جزیره)
Bedeutungen
1
بخش اصلی و پیوسته یک قاره یا کشور، در مقابل جزایر یا مناطق جدا شده.
- Die Inselbewohner reisten oft zum Festland, um einzukaufen.ساکنان جزیره اغلب برای خرید به سرزمین اصلی سفر میکردند.
- Das Festland bietet mehr Möglichkeiten für Landwirtschaft als die Inseln.سرزمین اصلی نسبت به جزایر، فرصتهای بیشتری برای کشاورزی فراهم میکند.
- Nach der langen Seereise waren alle froh, wieder Festland unter den Füßen zu haben.پس از سفر طولانی دریایی، همه خوشحال بودند که دوباره زیر پایشان خشکی است.