اسم
نقطه ثابت (در نقشهبرداری یا فیزیک)
جملات نمونه برای Festpunkt:
Einmal bin ich in meiner Lehrzeit über einen ''Festpunkt'' gestolpert.
یکبار در دوران کارآموزیام به یک نقطه ثابت خوردم.
Die Temperatur schmelzenden Eises ist ein ''Festpunkt.''
دمای یخ در حال ذوب شدن یک نقطه ثابت است.