der Festtagsbraten
کباب/خوراک مخصوص جشن، غذای گوشتی جشن
Bedeutungen
1
یک قطعه گوشت بزرگ (مانند مرغ، بوقلمون، گوشت گاو یا خوک) که به طور سنتی برای مناسبتهای خاص و جشنها بریان یا پخته میشود.
- Am Weihnachtstag gab es einen großen Festtagsbraten.در روز کریسمس، یک خوراک گوشتی بزرگ مخصوص جشن سرو شد.
- Der Duft des Festtagsbratens erfüllte das ganze Haus.بوی غذای گوشتی جشن تمام خانه را پر کرده بود.
- Wir bereiten jedes Jahr einen Festtagsbraten für Ostern zu.ما هر سال یک غذای گوشتی مخصوص جشن برای عید پاک آماده میکنیم.