اسم
فتیش، بت، شیء مورد پرستش؛ انحراف جنسی (فتیشیسم)
جملات نمونه برای Fetisch:
Grabräuber stahlen einen ''Fetisch'' vom Altar des Stammes.
سارقان مقبره یک «فتیش» را از محراب قبیله دزدیدند.
„Er übergab mir den ''Fetisch'', und ich hielt ihn gegen das Licht.“
«او «فتیش» را به من داد و من آن را در برابر نور نگه داشتم.»