die Fetischistin
بتپرست زن، شیءپرست زن (بهویژه در معنای جنسی)
Beispiele
- Imelda war als ''Fetischistin'' bekannt, ihre Leidenschaft galt dem Sammeln von Schuhen.ایملدا به عنوان یک شیءپرست شناخته میشد، شور و اشتیاق او جمعآوری کفش بود.
بتپرست زن، شیءپرست زن (بهویژه در معنای جنسی)