der Fettfinger
انگشت چرب
Beispiele
- Schnell ein paar Pommes gegessen und dann die ''Fettfinger'' am T-Shirt abwischen. Keiner hat gerne fettige Finger – keiner hat gerne Fettflecken auf der Kleidung.خیلی سریع چند سیبزمینی سرخکرده خوردم و بعد انگشتان چربم را به تیشرتم مالیدم. هیچکس دوست ندارد انگشتان چرب داشته باشد - هیچکس دوست ندارد لکه چربی روی لباسهایش داشته باشد.