das Fettnäpfchen

Aussprache: /ˈfɛtˌnɛpfçən/
Worttrennung: Fett·näpf·chen
اسم

اشتباه فاحش، گاف، موقعیت شرم‌آور

Bedeutungen

1

یک اشتباه ناخواسته یا ناپسند که منجر به شرمندگی یا موقعیت ناخوشایند می‌شود؛ یک گاف.

  • Er ist in ein kleines Fettnäpfchen getreten, als er den Geburtstagskind nach seinem Alter fragte.او در موقعیت ناخوشایندی قرار گرفت وقتی سن فردی که تولدش بود را پرسید.
  • Es war ein Fettnäpfchen, als sie die falsche Person zur Feier einlud.این یک گاف بود که او فرد اشتباهی را به جشن دعوت کرد.
  • Versuche, solche Fettnäpfchen in Gesprächen zu vermeiden.سعی کن از افتادن در چنین موقعیت‌های شرم‌آوری در گفتگوها اجتناب کنی.