das Fettnäpfchen
اشتباه فاحش، گاف، موقعیت شرمآور
Bedeutungen
1
یک اشتباه ناخواسته یا ناپسند که منجر به شرمندگی یا موقعیت ناخوشایند میشود؛ یک گاف.
- Er ist in ein kleines Fettnäpfchen getreten, als er den Geburtstagskind nach seinem Alter fragte.او در موقعیت ناخوشایندی قرار گرفت وقتی سن فردی که تولدش بود را پرسید.
- Es war ein Fettnäpfchen, als sie die falsche Person zur Feier einlud.این یک گاف بود که او فرد اشتباهی را به جشن دعوت کرد.
- Versuche, solche Fettnäpfchen in Gesprächen zu vermeiden.سعی کن از افتادن در چنین موقعیتهای شرمآوری در گفتگوها اجتناب کنی.