اسم
دستمال زمینشویی، کهنه زمینپاککن
جملات نمونه برای Feudel:
Den verschütteten Saft wische ich mit dem ''Feudel'' weg.
آبمیوه ریخته شده را با دستمال زمینشویی پاک میکنم.
„Die massige Bäuerin kniete auf den Fußböden, wischte mit einem ''Feudel'', klaubte Staub aus Ecken, die seit Jahren von keines Menschen Hand mehr berührt worden waren, und rieb an den Türklinken, als gelte es, Messing in Gold zu verwandeln.“
زن روستایی درشتهیکل روی زمین زانو زده بود، با کهنهای زمین را پاک میکرد، گرد و خاک را از گوشههایی که سالها دست هیچ انسانی به آنها نرس دست نزده بود جمع میکرد و دستگیرههای در را طوری میسایید که گویی قرار است برنج را به طلا تبدیل کند.