Feuer fangen
آتش گرفتن، مشتعل شدن؛ ناگهان به چیزی/کسی علاقهمند شدن
Beispiele
- Der Mann erinnert sie, daß beim übernächsten Nachbarn voriges Jahr der Baum ''Feuer fing'' und die Gardinen in Brand steckte.آن مرد به او یادآوری میکند که سال گذشته در خانه همسایه کناری درخت آتش گرفت و پردهها را مشتعل کرد.