Feuer und Flamme sein

Aussprache: /ˈfɔɪ̯ɐ ʊnt ˈflamə zaɪ̯n/
Worttrennung: Feu·er un·d Flam·me ·sein
اصطلاح

شیدا بودن، بسیار مشتاق و علاقه‌مند بودن

Bedeutungen

1

اشتیاق و علاقه شدید و پرشور نسبت به انجام کاری یا پذیرش ایده‌ای؛ هیجان‌زده و مصمم بودن.

  • Als sie die Idee für das neue Projekt hörte, war sie sofort Feuer und Flamme.وقتی او ایده پروژه جدید را شنید، بلافاصله شیدا شد.
  • Er ist Feuer und Flamme für die Reise nach Südamerika und plant schon alles im Detail.او برای سفر به آمریکای جنوبی بسیار مشتاق است و از قبل همه چیز را با جزئیات برنامه‌ریزی می‌کند.
  • Die Kinder waren Feuer und Flamme, als sie erfuhren, dass sie ins Disneyland fahren würden.بچه‌ها وقتی فهمیدند که به دیزنی‌لند می‌روند، بسیار هیجان‌زده شدند.