der Feuerball
گوی آتشین، گلوله آتشین
Bedeutungen
1
یک جسم کروی یا تودهای از آتش یا مواد بسیار داغ که در هوا معلق است یا حرکت میکند، مانند شهابسنگ در حال سوختن یا انفجار.
- Als der Meteor in die Atmosphäre eintrat, wurde er zu einem leuchtenden Feuerball.وقتی شهابسنگ وارد جو شد، به یک گوی آتشین درخشان تبدیل شد.
- Die Explosion erzeugte einen riesigen Feuerball am Himmel.انفجار یک گوی آتشین عظیم را در آسمان ایجاد کرد.
- Der Feuerball des Kometen war über weite Entfernungen sichtbar.گوی آتشین دنبالهدار از فواصل دور قابل مشاهده بود.