der Feuerball

Aussprache: /ˈfɔɪ̯ɐbal/
Worttrennung: Feu·er·ball
اسم

گوی آتشین، گلوله آتشین

Bedeutungen

1

یک جسم کروی یا توده‌ای از آتش یا مواد بسیار داغ که در هوا معلق است یا حرکت می‌کند، مانند شهاب‌سنگ در حال سوختن یا انفجار.

  • Als der Meteor in die Atmosphäre eintrat, wurde er zu einem leuchtenden Feuerball.وقتی شهاب‌سنگ وارد جو شد، به یک گوی آتشین درخشان تبدیل شد.
  • Die Explosion erzeugte einen riesigen Feuerball am Himmel.انفجار یک گوی آتشین عظیم را در آسمان ایجاد کرد.
  • Der Feuerball des Kometen war über weite Entfernungen sichtbar.گوی آتشین دنباله‌دار از فواصل دور قابل مشاهده بود.