die Feuersäule
ستون آتش
Bedeutungen
1
ستون یا تودهای از آتش که به سمت بالا امتداد دارد، مانند آتشسوزی بزرگ یا انفجار.
- Nach der Explosion stieg eine gewaltige Feuersäule in den Nachthimmel.پس از انفجار، ستون عظیمی از آتش به آسمان شب برخاست.
- Die Feuerwehr kämpfte stundenlang gegen die Feuersäule, die aus dem Industriegebäude aufstieg.آتشنشانی ساعتها با ستون آتش که از ساختمان صنعتی بالا میرفت، مبارزه کرد.
- Man konnte die Feuersäule noch aus großer Entfernung sehen.ستون آتش را میشد از فاصله دوری دید.