der Feuerstoß
رگبار کوتاه، شلیک رگباری
Bedeutungen
1
تیراندازی سریع و پشت سر هم با سلاح گرم در یک دوره زمانی کوتاه.
- Der Soldat gab einen kurzen Feuerstoß auf das Ziel ab.سرباز یک رگبار کوتاه به سمت هدف شلیک کرد.
- Man hörte einen kurzen Feuerstoß aus der Ferne.یک شلیک رگباری کوتاه از دور شنیده شد.
- Die Maschinenpistole ist für ihre Fähigkeit bekannt, schnelle Feuerstöße abzugeben.این مسلسل به خاطر تواناییاش در شلیک رگبارهای سریع شناخته شده است.