die Feuerwand

Aussprache: /ˈfɔɪ̯ɐˌvant/
Worttrennung: Feu·er·wand
اسم

دیوار آتش، شعله‌های گسترده

Bedeutungen

1

گستره وسیعی از شعله‌های آتش که به صورت یک دیوار یا مانع آتشین دیده می‌شود، معمولاً در آتش‌سوزی‌های بزرگ.

  • Die Feuerwehr kämpfte gegen die riesige Feuerwand, die sich schnell ausbreitete.آتش‌نشانان با دیوار آتش عظیمی که به سرعت گسترش می‌یافت، مبارزه می‌کردند.
  • Als die Explosion geschah, sah man eine blendende Feuerwand.هنگامی که انفجار رخ داد، دیوار آتش خیره‌کننده‌ای دیده شد.
  • Der Waldbrand erzeugte eine bedrohliche Feuerwand.آتش‌سوزی جنگل، دیوار آتش تهدیدآمیزی ایجاد کرد.